جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 67
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
السّلام بود واين جاى شگفتى نيست زيرا كه أمير المؤمنين علي عليه السّلام باب مدينه علوم وحكمتهاى رسول خداست كه خودش فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله هزار در از علم بروى من بگشود كه از آن هزار در يك ميليون باب علم ودانش بروى من گشوده گشت وگذشته از اين زندگانى پر ماجراى حضرت در طول چهار سال وخرده خلافت از فتنه ناكثين وقاسطين ومارقين در ميدانهاى جنگ وجاهاى ديگر ايجاب ميكند كه سخنان حضرت بيش از آنها باشد وديگر اين كه آن حضرت عليه السّلام كلام اللّه ناطق وعلم وحكمتش را پايانى نيست كما قال اللّه تعالى : وَلَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ وخود آن حضرت مكرّر مىفرمودند : بين دو پهلوى من علم فراوانى انباشته شده است اى كاش كسى را پيدا مىكردم وكمي از اين بار گران دانش را بدوشش مىگذاشتم » . آن گاه تحت عنوان « امّا مؤلّف كتاب شريف غرر الحكم ودرر الكلم » كلماتي گفته كه در نقل آنها چندان فائده نيست تا آنكه گفته : « شهرستان آمد يا آمد - مولد مؤلّف صاحب كتاب تقويم البلدان گويد : آمد بكسر يا بضمّ ميم ومدّ الف كه در آخرش دال مهمله است يكى از شهرستانهاى جزيره بين دجله وفرات واوّلين شهر از ديار بكر است واين شهر داراى دژى استوار از سنگ است كه بگرداگرد آن كشيده شده وآتش وسنگ بر آن كارگر نمىشده ودر آن شهرستان چشمه سارها وباغستانهاى فراوان بوده است وكشت وزرع در آن بسيار خوب مىشده است . ناصر خسرو در سفر نامهاش گويد در سال 483 ( واين درست در زماني است كه مؤلّف غرر الحكم حيات داشته است « 1 »
--> ( 1 ) اين بيان درست نيست بتوضيحى كه خواهد آمد .